تبليغاتX
مهرو M e h r o
Search for A R C H I T E C T U R E جستجو برای معماری

به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
اگر سفر نكنی،
اگر كتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نكنی.

 به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
زماني كه خودباوري را در خودت بكشی،
وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند.

 به آرامي آغاز به مردن مي‌كنی
اگر برده‏ی عادات خود شوی،
اگر هميشه از يك راه تكراری بروی …
اگر روزمرّگی را تغيير ندهی
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نكنی،
يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی.

 تو به آرامی آغاز به مردن مي‏كنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سركش،
و از چيزهايی كه چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر مي‌كنند،
دوری كنی . .. .،

 تو به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
اگر هنگامی كه با شغلت،‌ يا عشقت شاد نيستی، آن را عوض نكنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی،
اگر ورای روياها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی
كه حداقل يك بار در تمام زندگي‏ات
ورای مصلحت‌انديشی بروی . . .
-
امروز زندگی را آغاز كن!
امروز مخاطره كن!
امروز كاری كن!
نگذار كه به آرامی بميری!
شادی را فراموش نكن

 

 

+ نوشته شده در  هفدهم دی 1387ساعت 22:8  توسط حمید مهرو - سیما لطفی | 

Studio Damiani

گزارشی از روند آموزش طراحی معماری در Studio Damiani

در این کارگاه به عنوان یک معمار از شما انتظار می رود که در آنچه که طراحی می کنید با اطلاع و زبردست باشید.این کارگاه متمرکز می شود بر روی آنچه که معماری گفته می شود به واسطه لنز ایده معمارانه و باعث می شود که شما درکی متفاوت داشته باشید بین آنچه که صرفا استراتژی است یا از بین رفتن (محو شدن) یا مد بودن یا یک ایده !ایده های معمارانه در گستره زمان ، مکان و فرهنگ قرار می گیرد ازPeruzzi تا Libesskind و آنچه که هست...                    

Le Corbusier 1887 - 1965

                                              

    As an architect, you must:                                                            

1-    بدست آوردن یک موقعیت و شرایط ذهنی (عقلانی) درباره پروژه تان

2-    کار شما باید نمایانگر زمان و فرهنگ و مکان شما باشد.

3-    شما باید نماینده ایده های معمارانه تان باشید به واسطه مدل های هنرمندانه و حرفه ای و ترسیمات زیبا

4-    همچنین باید به وضوح با ایده هایتان ارتباط برقرار کنید به وسیله یک روش شفاهی و کلامی و مهارت در صحبت کردن

To support and test what is an architectural idea, you will be required to excel in the following as a student in my studio:

1 – ایجاد تمایل برای یادگیری و فهم آنچه که فضای معماری گفته می شود.

2- فهم آنچه که معماری است دربازه توالی ، تجربه و فضا

3 – شما باید اشتیاق داشته باشید به خواندن و آنالیز که چگونه تفکر خلاقانه ارتباط برقرار می کند با ایده هایتان

یک قانون این کارگاه این است که در یک نیمسال تحصیلی کارهای معمار سوئیسی لوکوربوزیه بررسی و آنالیز می شود. در طول این دوره دانشجویان باید در مشاهدات و پژوهش ها و روش های تحلیلی تکیه کنند...

  منبع : پایان نامه کارشناسی معماری حمید مهرو

+ نوشته شده در  هجدهم تیر 1387ساعت 16:44  توسط حمید مهرو - سیما لطفی | 

Architecture, Design & Composition Studio

Coordinator: Kia Gutschow

 

توصیفی ازکارگاه معماری،طراحی و ترکیب:

 

 Compositionترکیب :

 

ترکیب ،طرح ریزی با نظم و ترتیب اجزا، برای فرم یک کل است.

معماران مفاهیم ، فضاها، زمینه ، عملکردها، تجارب، عناصر و مصالح و ترسیمات و آیتم های دیگری را با هم ترکیب می کنند.همچنین عواملی همچون ترکیب، قوانین، خواسثه ها(تمایل)،شکل گیری فرمها و ... توجه می کنند.

باید متذکر شد که ما ترکیب را در مسائلی همچون موسیقی، نویسندگی،فیلم سازی، فن چاپ،نقاشی و مصالح و... نیز تجربه می کنیم.

 

                                 

مفاهیمConcept) ):

یک کانسپت از ترکیب ایده ها، احکام و اثری که فرمهای تجربی را خلق می کند حاصل می شود.

زمینه ( Context):

رویدادها یا اشیا و یا شرایط وابسته به هم ،در چیزی که موجود است یا رخ می دهد به صورت فیزیکی یا به صورت عقلانی.

همچنین محیط و ارتباط و وابستگی و پیوستگی میان اجزای آن را بیان می کند.

نظر اجمالی (Overview):

این کارگاه یک مقدمه ای به سوی ترکیب معماری اسث که به تولید کردن concept تاکید می کند و پروسه طراحی معماری پر مایه ای را که در جهت خلق تجربه های فضایی مهییج است را توسعه می دهد.اساس کار این استودیو برپایه اینکه ،معماری یک هنر است بنیان نهاده شده است.

بنابراین به عنوان یک هنر ،لزوما معماری شامل ایده ها و حرفه می شود. ما در این کارگاه کار می کنیم تا ایده های معنا داری را که به واسطه عناصر بنیادی معماری آشکار میشوند را بتوانیم توسعه دهیم .ما جستجو می کنیم تا اصول و قواعد ترکیب را که ساختمان های گذشته و حال را توصیف می کند دریابیم و آنها را با قصد و معنی دار در کارگاه طراحی بکار بگیریم و با تمرکز بروی دو عامل چالش انگیز ایده ها و جزئیات عمیق، کار را شروع می کنیم.به عبارتی دیگر تلاش می کنیم تا پتانسیل های معماری را کشف کنیم تا بتوانیم جلوه های احساسی ، سرپناه های مناسب و تجاربی متعالی را خلق کنیم به طوریکه آن را به عنوان یک توانایی در جهت مجسم کردن ایده ها و بیان کردن مفاهیم دنیای اطرافمان به کار بندیم.

شرح و توضیح (Statement) :

معماری یک حکم عقلانی را با مصالح واقعی برای پوشاندن فضا پیوند می دهد.

این ادراک و فهم در معماری است که با پیشرفت خود یک ایده معمارانه را یا چگونگی ترکیب عناصر معنادار را در یک چالش در هر سطح مهارت تشکیل می دهد.

                                 

مرکز توجه این کارگاه به پیشرفث دو عامل یعنی مهارت های ادراک (مفهوم سازی) و مهارت های حل کردن مشکل در طراحی می پردازد.

همچنین توانایی دیدن به عنوان یک معمار ضروری ترین عامل در پروسه طراحی است.یک معمار باید قادر باشد که به واسطه ی یک روزنه کاملا متفاوت (دیدگاهی کاملا خاص و معمارانه) در جهت ایجاد راه حل هایی غیر معمولی برای بیشتر مشکلات ایجاد شده در طرح ، چاره ای بیندیشد که این توانایی با نوع دیدگاه خاص معمار حاصل می شود.

به عبارتی دیگر ما باید قادر باشیم که انتقاد کنیم و هر فرصت وایده جدید را ارزیابی کنیم ودر کل ما باید چگونگی تصمیم گرفتن در طراحی برای حرکت به سمت جلو را بیاموزیم.

ایده های معمارانه همانند قدرتی است که از آن برای سنجیدن هر تصمیمی در طراحی استفاده می شود.

وقتی که یک پروژه به پیش می رود معماران سعی می کنند که به چگونگی کانسپت هایشان که در فضا و ادراک و تجاربشان نمود پیدا می کند رسیدگی کنند

( feedback )...

تعداد زیادی از ایده های معمارانه نیز در فرمها نمود پیدا می کند که تعداد آنها نیز زیاد است به هر حال ما تلاش می کنیم که معماری را پیدا کنیم تا به هر دوی آن ها یعنی فرم و کانسپت وابسته باشد...

در این روند ما جستجو می کنیم تا مشکلات طراحی را و عناصر زمینه را که به ما راه حل هایی را پیشنهاد می کند را دریابیم.پرسش سوالهایی کاملا شاخص به ما کمک می کند تا مشکلات واقعی از قبیل اینکه گاهی اوقات یک طرحی که نسبت به طرح اولیه متفاوت تر است را در ارزیابی با طرح اولیه قرار دهیم و ما دائما چندین ایده را به واسطه ترکیب آفرینش و کشف امتحان می کنیم...

در این پروسه محدودیت هایی برای ما ایجاد می شود که ما را با جنبه های ضروری و اصلی مشکلات طراحی آشنا می کند و برای ویرایش طرح هایی که به بیراهه رفته اند ما را راهنمایی میکند.ما تجربه هایمان را و هر تلاشی که به واسطه افکار منتقدانه و بحث های گروهی حاصل می شود را ارزیابی میکنیم ...

                                                                                 ادامه دارد...

منبع : پایان نامه کارشناسی معماری حمید مهرو

 

+ نوشته شده در  شانزدهم تیر 1387ساعت 16:47  توسط حمید مهرو - سیما لطفی | 

 

The Eden Project, Cornwall UK

 

پروژه ایدن یک مجموعه فرهنگی و زیست محیطی (biome) در مقیاس بزرگ در کورنوال انگلستان (جنوب غربی انگلیس) می باشد، که این مجموعه یک موسسه خیریه فرهنگی در جهت آفرینش ایده های جدید است .

پروژه ایدن با موفقیت توانسته است آیتم هایی همچون بوم شناسی،باغبانی علمی و علم هنر و معماری را به هم پیوند دهد.به گونه ای که اطلاعات مفید و تجربه های لذت بخشی را در زمینه نگه داری قابل اطمینان گیاهان در آینده را عرضه کرد که این عامل باعث وابستگی عمومی بشر به گیاهان و درختان شد.

                         

این تصاویر نشان می دهند که ایدن امروزه به گونه ای ظاهر شده که بازدیدکنندگان زیادی از آن دیدن می کنند.راه های باریک و زیگزاگی که بازدیدکنندگان را به سوی biome راهنمایی میکند.

                     

                     

نمایشگاه ایدن بالغ بر یکصد هزار گیاه را شامل می شود که به نمایندگی از پنج هزار گونه گیاهی از مناطق آب و هوایی جهان می باشد که این مجموعه اقلیمی دو نوع اقلیم یعنی اقلیم گرمسیری استوایی و آب و هوای گرم مدیترانه ای را شامل می شود.

 

                                   

 

                           

برای طراحی این پروژه نیکلاس گریم شو و همکاران برای ارائه طرح معماری برگزیده شدند و اساسا معماری آنها یک معماری ابتکارانه،اصیل و مناسب است،زیرا تجربه آنها باعث ایجاد سازه سقف شیشه ای بسیار وسیع در ترمینال بین المللی واترلو waterloo در لندن شده بود،پروژه ای که در آن سازه سقفی همساز با شکل منحنی مسیر راه آهن امتداد یافته بود.

در پروژه ایدن چالش های متفاوتی وجود داشت : من جمله اینکه ساختمانها باید بیانگر یک محیط زیست برای ایجاد یک خرد اقلیم جهانی باشند، سایت مورد نظر که در ادامه در مورد آن  بیشتر توضیح داده میشود یک گودال رسی از خاک قدیمی چین که در یک منطقه دورافتاده در کورنوال قرار دارد دائما در حال حرکت و تغییر شکل بود و از طرفی فضاهای معماری مورد نیاز باید فضایی باشند که به صورت یک فضای پیوسته و متوالی بزرگ برای نگه داری گیاهان و درختان مورد استفاده قرار گیرد.   

این تصویر وسعتی از گودال خاک رسی را نشان می دهد، کل سایت به رنگ خاکستری کمرنگی است که در تقابل شدید با انبوهی از علفزارهای صحراهای کورنوال است و همانند ردیفی از بوته ها اطراف این گودال را احاطه کرده است.در سمت چپ این گودال شش تختگاه است که هر یک به بلندی یک خانه می باشد که به سوی استخر خاکستری در کف گودال پله پله کم می شود به صورت مسیری پیچ خورده است که به سمت کف گودال هدایت می شود.

                                      

پس از آنکه گروه طراحی بیشترین عوامل موثر و راه های جالب را جستجو کردند قویترین ایده طراحی خود را به صورت محیط زیست طرح ریزی شده به صورت گنبدی شکل با پوشش مصنوعی شکل های هندسی را در یک زیست اقلیم بیان کردند.

 

                          

نیکلاس گریم شو و همکاران به همراه آنتونی هانت به عنوان شریک و مرو plc برای طراحی استراکچر پروژه ایدن همکاری کردند.در مورد ساختار سازه آن باید گفت که این سازه

 space frame  بوده که هر مقطع از این فریم ها در خارج سایت ساخته شده و در داخل سایت مونتاژ گردید این شرایط باعث پیشبرد سریع پروژه شد.

                                

آخرین طرح معماری و سازه ایدن تاثیری بسیار بسزا داشت زیرا شرایطی را فراهم کرده بود که بیشترین نیرو با کمترین فولاد و بیشترین حجم با کمترین سطح را ایجاد کرده بود و پوسته شش ضلعی شفافی که نور بیشتری را از شیشه انتقال می داد و بزرگترین محدوده زیست اقلیمی که بالغ بر یک هزار متر مربع مساحت دارد و بدون نیاز داشتن به حمایت داخلی آزادی کامل را به معماران منظر و باغبان ها اعطا می کرد.

 تصاویری از ایدن:

 

                                 

                      

                           

                      

 

                         

 

 

+ نوشته شده در  یازدهم تیر 1387ساعت 11:50  توسط حمید مهرو - سیما لطفی | 
 

پاسداران-بوستان هفتم...

+ نوشته شده در  نوزدهم فروردین 1387ساعت 0:32  توسط حمید مهرو - سیما لطفی | 

 

 

فضایی شهری به نام خیابان...

 

نقش اولیه و شاخص خیابان آراستگی و واجد نظم با ارزش بصری و جاذب می باشد و نقش عمده ی آن در کنار اینها عبور دادن ماشین است.به عبارتی نقش خیابان یک فضای شهری با مفهوم واقعی فضا می باشدنه صرفا یک رابط شهری!

ما از در نظرگیری خیابان به صورت یک فضای شهری با ترکیبی از ساختمانهای واجد ارزش بصری که محل ارتباطات اجتماعی فرهنگی و فعالیت های اقتصادی است غافل مانده ایم.بدنه اصلی خیابان ها هستند که به خیابان ها هویت و شخصیت می بخشند به عبارتی نگاه های عابرین و حتی سواره ها به دنبال یک وحدت می باشد،وحدت شکلی ساختمان ها و هماهنگی نماها،البته باید دانست که این وحدت شکلی با چند بنای منفرد با اشکال متنوع ،حتی اگر از نظر معماری موفق باشند حاصل نمی شود آنچه مهم است ارتباط میان نماهاست همانطور که می دانیم به گفته گوردن کالن «  هنر ارتباط» وجود ندارد.

شهرسازان و معماران عزیز باید این مطلب را عمیقا درک کنند که روح آدمی در فضایی شهری به نام خیابان به دنبال تنوعی معقول و هویت است ولی تنوعی هماهنگ و بدور از اغتشاش و مناظر آزاردهنده... 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  هفتم اسفند 1386ساعت 1:24  توسط حمید مهرو - سیما لطفی | 

چشم اندازی گذرا از قاب کوچک پنجره به خیابان...

خیابان!کدام خیابان؟!...

راه می روی،قدم می زنی،نگاه می کنی،مکث می کنی و می ایستی نگاهی به اطرافت می کنی باز هم می روی چون که باید بروی این کششی ست که خیابان در تو ایجاد می کند حالا به کجا ؟!

ای کاش این مسیر با جاذبه هایی خاص و با معنا همراه بود  اونوقت می شد بدونیم که کدام خیابان می خواهیم برویم و با چه هدفی و چه چیزی را می خواهیم در آنجا دنبال کنیم...

پیام بیشتر خیابان های ما این بوده که برو ،حرکت کن و نیایست مثل پلیس ها، البته با این تفاوت که حداقل پلیس ها این رو هم می گن که بایست!

این مسیر راه قابل قبولی نیست خیابانهای طولانی و بدون هیچ جاذبه ای برای انسانهای پیاده و حتی سواره کسل کننده است،در اینجا خیابان به عنوان یک رهبر باید به این مسیر معنا ببخشد و امکان های متفاوت و هماهنگ ایجاد کند،گاهی به پیاده ها امکان قدم زدن همراه با احترام را در پیاده روها بدهد نه اینکه پیاده روها در اواسط مسیر قطع شوند یا اینکه شخص پیاده با کم شدن عرض پیاده روها کم کم خود را در وسط خیابان پیدا کند یا حتی آلترناتیوهای دیگر!!

گاهی خیابان ها باید فرد پیاده را در یک گشودگی پارک مانند در میان هیاهوی ردیف مغازه هایی بدون هیچ هماهنگی و هارمونی ،برای ایجاد سکون و آرامش در آغوش بکشد و از طرفی یک تابلویی از طبیعت را در میان همه مصنوعات اطراف برای سواره ها به نمایش بگذارد و بسیاری از آیتم های دیگر...و حتی گاهی خیابان ،خیابونه دیگه همینایی که هست!!!!!!

 

+ نوشته شده در  هفتم اسفند 1386ساعت 1:15  توسط حمید مهرو - سیما لطفی | 

درختا بودند.....

دنبال هویت بودم  گفتم برم مرکز شهر احتمالا راحت تر پیدا میشه رفتم چهارراه ولیعصر....

از ماشین که پیاده شدم تیاتر شهرو دیدم یه جورایی انگار خودشو خیلی جدی گرفته بود رفته بود یه گوشه کاری هم به کسی نداشت انگار نه انگار که یه عضو شهره شایدم جدی باشه ولی مردم هم مهم اند دیگه نگاش نکردم رفتم به سمت بالا

تو نگاه اول پیاده رو اومد تو دیدم خوب بود کلی هم ادامه داشت یه جاهایی هم اثر انگشتای احمد نادعلیان دیده میشد همون ماهیهای معروف وکلی هم درخت بود احساس کردم که پیدا میکنم هویتو میگم بابا، شروع کردم مغازه هارو تماشا کردن تا ببینم فروشگاه هویت فروشی رو میتونم پیدا کنم، چند قدم که رفتم بالا یه مغازه دیدم خوشکل بود صورتی بود توشو بیرونش یه ذره که دقت کردم دیدم نه رستورانه اون درختا هم روبروش بودن جلوتر که رفتم یه پاساژ سیاه رنگ بود با یه ساختمون آجری راستی درختا هم بودن، تنوعه دیگه،همینطور که بالا تر میرفتم تنوع هم بسشتر میشد  ...نه بابا دیگه تنوع نبود یه چیز دیگه بود آره... انگار اغتشاش بود

 اینا که با هم نسبتی ندارن چرا کنار هم وایسادن؟احساس کردم اشتباه اومدم و اینجا پیدا نمیکنم  نگاهم به سمت خیابون افتاد درختا هم همونطرف بودن نمی دونم چرا دوباره امیدوار شدم ، کم کم داشت بارون هم میاومد

باز ادامه دادم این تنوع دیگه فقط تو رنگا نبود ...ولی درختا هم بودند....

واسه یه لحظه نگام افتاد به کف پیاده رو یه کم آب جمع شده بود.....خودمو تو اون دیدم انعکاس درختا هم بودند ،من بودم درختا هم بودن....یه جوری شدم اصلا بی خیال شدم رفتم سوار ماشین شدم تو راه سایه روشن درختا رو شیشه ماشین تکرار میشدبا خودم فکر میکردم ...یه چیزی من که خودم فروشگاه هویت فروشی داشتم..... نمی دونم توهم بود یا واقعییت  جالبه بازم درختا بودن اینبارمن کمتر بودم و درختا بیشتر ولی نه با هم بوددیم من بودم و درختا.....

 

+ نوشته شده در  چهارم اسفند 1386ساعت 21:45  توسط حمید مهرو - سیما لطفی | 

 همايش معماري و مردم- اسفندماه 1386

 

بي ترديد تلاش در بررسي موضوعيتي چون معماري و مردم را بايد بر پايه درک و بررسي موقعيتها وچشم اندازهايي تعريف شده و محدود در چارچوبهايي مفروض و دستگاههايي خاص طرح و تبيين نمود. شايد يکي از مهمترين نيروهاي قابل بررسي و شکل دهنده در چنين روندي درک جايگاه معماري در ارتباط با فرهنگ عمومي و تعريف اشکال زندگي، و پيوسته با اين بررسي؛ شناختِ نقش ها، وظايف، حدود و مسئوليتهاي معماري و معماران در....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 14:55  توسط حمید مهرو - سیما لطفی | 

نقد نظام آموزش معماری

ضیافت معماری - 3

 

بررسی نوعی نگرش به پروسه طراحی معماری در آتلیه های دانشگاهی

 

با توجه به اهمیت نحوه آموزش طراحی معماری در دانشگاه ها،در این مقاله سعی شده است که به نوعی نگرش در باب روند طراحی معماری منطقی،اشاره شود که به صورت ذیل می توان آنرا بیان کرد:

الف)بیان موضوع طراحی

ب)بیان مفروضات طرح شامل:سایت و خصوصیات آن،بیان ویژگی های خاص با توجه به نوع ماهیت کالبدی و غیر کالبدی موضوع و ...

ج)نحوه برخورد و نگرش حاکم بر طرح:نگرش حاکم بر پروژه حفظ توالی منطقی مراحل انجام کار(تفکر همگرا) در چهارچوب یک «فرایند خلاقه» (تفکر واگرا) می باشد.

بر این اساس کارگاه با رویکرد (فرایند محوری) عملیاتی نمودن مفاهیم زیر را به دقت دنبال خواهد نمود،این فرایند مبتنی بر تفکر مولد بوده که به دو صورت ((تفکر در سیستم بسته –closed system thinking)) و ((تفکر مهییج- Aduenturous thinking)) قابل پیگیری است.

1- ج- سیر از «طرح واره» به «طرح مایه» تا« طرح» که این مرحله همان تفکر واگرا می باشد که خلاقیت و نبوغ معمارانه در تفکر واگرا نمود پیدا می کند که همواره می تواند در کل پروسه طراحی وجود داشته باشد.

2- ج- تفکیک مقیاس خرد، متوسط و کلان در طراحی

3- عرصه بندی (خصوصی و نیمه خصوصی،...و عمومی،که این مرحله با توجه به مرحله قبل یعنی تفکیک مقیاس صورت می گیرد.)

4- ج- « بافت» و« سیما» ی مجموعه

5- ج- « فضای معماری» ،« فضای شهری»

د) گام های پروژه:

1- د- اسکیس تقرب به طرح( Approach to design)

2- د- تبیین و ارائه طرح واره (اسکیمای ذهنی) دانشجویان (در دو مقیاس خرد و کلان)

3- د- مطالعات بخشی با هدف بررسی و ارزیابی ابعاد همه جانبه موضوع و ارائه آن در آتلیه ها

4- د- مطالعات بین بخشی با هدف جمعبندی مطالعات بخشی شامل:شناسایی وجوه مشترک ،افتراق و درجه سازگاری اطلاعات حاصله

5- د- اسکیس سناریوی طراحی

6- د-برنامه ریزی کالبدی یا فیزیکی

7- د- ارائه گزینه های طراحی در سه سطح : خرد ، متوسط و کلان با توجه به موضوع طراحی

8- د- ارزیابی گزینه ها،انتخاب گزینه برتر و ارائه جزئیات لازم

9- د- ارزیابی بازخوردها(feedbacks)

10- د-تهیه paper و ارائه سمینارها در کارگاه های طراحی با توجه به دغدغه های دانشجو نسبت به موضوع مورد نظر جهت پاسخگویی به نیازهای درونی دانشجودر طول ترم

همانطور که دیدیم در پروسه ذکر شده در بالا ،وقتی که موضوع طراحی در آتلیه بیان می شود بی شک در اذهان کلیه دانشجویان شماء و دورنمایی از موضوع نقش بسته می شود که کاملا ناب و خالص است،که این قضیه به وضوح در افکار دانشجویان معماری به وقوع می پیوندد.در این هنگام است که دانشجو باید لحظاتی رها شود تا بتواند افکار خود را با نبوغ معمارانه خود درآمیزد،سپس در یک اسکیس همه جانبه به منظور تقرب به طرح( Approach to design) است که کلیه روند طراحی از ابتدای ترم تا انتهای آن را که قرار است به یک نتیجه مطلوب دست یابند، را در اولین قدم تجربه می کنند،هدف اصلی این اسکیس این است که دانشجو به chart ذهنی لازم جهت انجام طراحی در کل ترم دست یابد،گویی دانشجو یک بار مسیر طراحی را رفته و برگشته است وتا حدودی با آن آشنا می شود.در اینجا نقش استاد کاملا ملموس می شود،او دانشجوی خود را در این اسکیس ارزیابی می کند،پر واضح است که بعضی ها در این مسیر فقط جلوی پایشان را نگاه می کنند!!عده ای علاوه برآن مناظر اطراف را می نگرند و بعضی ها هم کاملا در این مسیر غرق می شوند!!!!و...

به عبارتی level تک تک دانشجویان در این اسکیس نسبت به موضوع طراحی مشهود می شود و بعد از آن، این استاد است که دست دانشجو را در طول ترم می گیرد و به پیش می برد.یک مثال ساده می زنم:معماری همانند مجسمه سازی است،در اسکیس تقرب به طرح ،خمیر اصلی و پلاستیک (حجم) بنا به صورت ناب مانند خمیر اولیه مجسمه سازی ساخته می شود بدون هیچ جزئیاتی!کاملا خالص ،بعد از آن است که مرحله به مرحله جزئیات تک تک اجزای مجسمه به صورت موشکافانه و با دستان هنرمند مجسمه ساز و با دخیل کردن احساسات درونی اش تراشیده می شود و به آن هویت می بخشد،معمار نیز اینچنین است،حالت اجزای مجسمه همان خط های معمارانه است که هر چه بیشتر اتد شود طرح ناب تر و خاص تر می شود ،همانند مجسمه ای زیبا و پر مفهوم و با شناسنامه ای معتبر! البته نباید فراموش کرد که اعتبار این شناسنامه به اطلاعات قوی و background ذهنی دانشجو نسبت به موضوع بستگی دارد، که همین اطلاعات ،نوع حالت های مجسمه یا همان خطوط طرح را معنا می بخشدو...

در آخر باید بگویم که در دنیا هیچ علمی وجود ندارد که مطلق از درون انسان الهام گرفته باشد بلکه این آموزش است که این الهامات و استعدادها را جهت و معنا می بخشد،به عبارتی وظیفه آموزش شکل دادن و هدفمند کردن این استعدادها در حیطه ی ضوابط و قوانین خاص خود آن علم است ،که نظرات اتفاقی و از درون بر خاسته را به نظرات منطقی،منظم و قابل استناد تبدیل می کند.

طبیعت عین ذات خداوند است ولی در حیطه ی ضوابط و قوانین خاص خود و چون همه ی علوم از ذات او نشأت می گیرد ناخودآگاه باید پیرو چنین پروسه ای باشند ،مخصوصا علمی به نام معماری که کل هستی را در آغوش می کشد!

+ نوشته شده در  سی ام دی 1386ساعت 22:59  توسط حمید مهرو - سیما لطفی |