تبليغاتX
مهرو M e h r o
Search for A R C H I T E C T U R E جستجو برای معماری

نقد نظام آموزش معماری

ضیافت معماری - 3

 

بررسی نوعی نگرش به پروسه طراحی معماری در آتلیه های دانشگاهی

 

با توجه به اهمیت نحوه آموزش طراحی معماری در دانشگاه ها،در این مقاله سعی شده است که به نوعی نگرش در باب روند طراحی معماری منطقی،اشاره شود که به صورت ذیل می توان آنرا بیان کرد:

الف)بیان موضوع طراحی

ب)بیان مفروضات طرح شامل:سایت و خصوصیات آن،بیان ویژگی های خاص با توجه به نوع ماهیت کالبدی و غیر کالبدی موضوع و ...

ج)نحوه برخورد و نگرش حاکم بر طرح:نگرش حاکم بر پروژه حفظ توالی منطقی مراحل انجام کار(تفکر همگرا) در چهارچوب یک «فرایند خلاقه» (تفکر واگرا) می باشد.

بر این اساس کارگاه با رویکرد (فرایند محوری) عملیاتی نمودن مفاهیم زیر را به دقت دنبال خواهد نمود،این فرایند مبتنی بر تفکر مولد بوده که به دو صورت ((تفکر در سیستم بسته –closed system thinking)) و ((تفکر مهییج- Aduenturous thinking)) قابل پیگیری است.

1- ج- سیر از «طرح واره» به «طرح مایه» تا« طرح» که این مرحله همان تفکر واگرا می باشد که خلاقیت و نبوغ معمارانه در تفکر واگرا نمود پیدا می کند که همواره می تواند در کل پروسه طراحی وجود داشته باشد.

2- ج- تفکیک مقیاس خرد، متوسط و کلان در طراحی

3- عرصه بندی (خصوصی و نیمه خصوصی،...و عمومی،که این مرحله با توجه به مرحله قبل یعنی تفکیک مقیاس صورت می گیرد.)

4- ج- « بافت» و« سیما» ی مجموعه

5- ج- « فضای معماری» ،« فضای شهری»

د) گام های پروژه:

1- د- اسکیس تقرب به طرح( Approach to design)

2- د- تبیین و ارائه طرح واره (اسکیمای ذهنی) دانشجویان (در دو مقیاس خرد و کلان)

3- د- مطالعات بخشی با هدف بررسی و ارزیابی ابعاد همه جانبه موضوع و ارائه آن در آتلیه ها

4- د- مطالعات بین بخشی با هدف جمعبندی مطالعات بخشی شامل:شناسایی وجوه مشترک ،افتراق و درجه سازگاری اطلاعات حاصله

5- د- اسکیس سناریوی طراحی

6- د-برنامه ریزی کالبدی یا فیزیکی

7- د- ارائه گزینه های طراحی در سه سطح : خرد ، متوسط و کلان با توجه به موضوع طراحی

8- د- ارزیابی گزینه ها،انتخاب گزینه برتر و ارائه جزئیات لازم

9- د- ارزیابی بازخوردها(feedbacks)

10- د-تهیه paper و ارائه سمینارها در کارگاه های طراحی با توجه به دغدغه های دانشجو نسبت به موضوع مورد نظر جهت پاسخگویی به نیازهای درونی دانشجودر طول ترم

همانطور که دیدیم در پروسه ذکر شده در بالا ،وقتی که موضوع طراحی در آتلیه بیان می شود بی شک در اذهان کلیه دانشجویان شماء و دورنمایی از موضوع نقش بسته می شود که کاملا ناب و خالص است،که این قضیه به وضوح در افکار دانشجویان معماری به وقوع می پیوندد.در این هنگام است که دانشجو باید لحظاتی رها شود تا بتواند افکار خود را با نبوغ معمارانه خود درآمیزد،سپس در یک اسکیس همه جانبه به منظور تقرب به طرح( Approach to design) است که کلیه روند طراحی از ابتدای ترم تا انتهای آن را که قرار است به یک نتیجه مطلوب دست یابند، را در اولین قدم تجربه می کنند،هدف اصلی این اسکیس این است که دانشجو به chart ذهنی لازم جهت انجام طراحی در کل ترم دست یابد،گویی دانشجو یک بار مسیر طراحی را رفته و برگشته است وتا حدودی با آن آشنا می شود.در اینجا نقش استاد کاملا ملموس می شود،او دانشجوی خود را در این اسکیس ارزیابی می کند،پر واضح است که بعضی ها در این مسیر فقط جلوی پایشان را نگاه می کنند!!عده ای علاوه برآن مناظر اطراف را می نگرند و بعضی ها هم کاملا در این مسیر غرق می شوند!!!!و...

به عبارتی level تک تک دانشجویان در این اسکیس نسبت به موضوع طراحی مشهود می شود و بعد از آن، این استاد است که دست دانشجو را در طول ترم می گیرد و به پیش می برد.یک مثال ساده می زنم:معماری همانند مجسمه سازی است،در اسکیس تقرب به طرح ،خمیر اصلی و پلاستیک (حجم) بنا به صورت ناب مانند خمیر اولیه مجسمه سازی ساخته می شود بدون هیچ جزئیاتی!کاملا خالص ،بعد از آن است که مرحله به مرحله جزئیات تک تک اجزای مجسمه به صورت موشکافانه و با دستان هنرمند مجسمه ساز و با دخیل کردن احساسات درونی اش تراشیده می شود و به آن هویت می بخشد،معمار نیز اینچنین است،حالت اجزای مجسمه همان خط های معمارانه است که هر چه بیشتر اتد شود طرح ناب تر و خاص تر می شود ،همانند مجسمه ای زیبا و پر مفهوم و با شناسنامه ای معتبر! البته نباید فراموش کرد که اعتبار این شناسنامه به اطلاعات قوی و background ذهنی دانشجو نسبت به موضوع بستگی دارد، که همین اطلاعات ،نوع حالت های مجسمه یا همان خطوط طرح را معنا می بخشدو...

در آخر باید بگویم که در دنیا هیچ علمی وجود ندارد که مطلق از درون انسان الهام گرفته باشد بلکه این آموزش است که این الهامات و استعدادها را جهت و معنا می بخشد،به عبارتی وظیفه آموزش شکل دادن و هدفمند کردن این استعدادها در حیطه ی ضوابط و قوانین خاص خود آن علم است ،که نظرات اتفاقی و از درون بر خاسته را به نظرات منطقی،منظم و قابل استناد تبدیل می کند.

طبیعت عین ذات خداوند است ولی در حیطه ی ضوابط و قوانین خاص خود و چون همه ی علوم از ذات او نشأت می گیرد ناخودآگاه باید پیرو چنین پروسه ای باشند ،مخصوصا علمی به نام معماری که کل هستی را در آغوش می کشد!

+ نوشته شده در  سی ام دی 1386ساعت 22:59  توسط حمید مهرو - سیما لطفی | 
> نقد نظام آموزش معماری

ضیافت معماری -۳ 

    ارائه راهکارهایی جهت ارتقاء آموزش معماری در ایران

در دانشگاه های معماری ایران اندیشه معماری تدریس نمی شود و وقتی اندیشه ای در کار نباشد،خلاقیت عاملی گمشده در آموزش معماری است و بیش از نیمی از مسئولیت یادگیری در این سیستم آموزشی بر عهده خود دانشجویان است.در دانشگاه های ایران مبانی اولیه معماری نیز به درستی آموزش داده نمی شود و چون خشت اول نهد معمار کج.....!

پس همانطور که می دانیم به علت وجود يكسري مشكلات عديده ، معماري آن طور كه شايسته است تدريس نشده است كه اين مشكلات تا حدودی می توانند در گسترة معنایي و مفهومي عوامل زير جاي  گيرند :

1- عدم تعريف جامع و كامل از معماري و عدم پرورش متخصص معماري

2- نگاه سليقه اي مراكز آموزشي به معماري

3- نگاه سليقه اي اساتيد به آموزش معماري كه باعث سيلقه اي شدن ارزيابي طرح ها مي شود.

4- آموزش گروهي اساتيد معماري

5- مدرك گرائي

6- عدم صلاحيت و مديريت لازم در بخش آموزش و پرورش و پژوهش در كشور و....

7- عدم کیفیت فضایی کارگاه های طراحی معماری( نبود فضای خلاق منجر به عدم خلق فضای ایده ال در طرحها  می شود).

و....

بحث و كنكاش در مورد يافتن مشكلات وافر بر سر راه آموزش معماري در ايران خود به تنهايي از مباحث مهم و بسيار اصولي در پي بردن به راه حل هاي بهبود و اصلاح آموزش معماري آكادميك مي باشد. زيرا تا وقتي كه يك سوال به خوبي درك نشود هرگز نمي توان پاسخی كامل و صحيحي را براي آن ارائه داد.

از آنجائي كه رسالت نهائي معماري رسيدن به تعالي در ساخت يك بنا مي باشد و هدف هر معمار هم به جا گذاشتن يك اثر متعالي از خود است شايد بتوان يكسري مفاهيم را براي ارتقاء آموزش طراحي معماري آكادميك( جهت ارتقا درک فضا در روند طراحی) به شرح ذيل پيشنهاد داد:

1- مفهوم فضا و بيان آن از سوي دانشجو براي درك بهتر و جهت دادن به آن ( كه مي توان با طرح سوالي در ذهن دانشجو كه خودش در فضا قرار گرفته است و پاسخگوئي او به اين سوال ذهن او را هدفمند كردو به او جهت داد. )

2- شناخت فضا از نا فضا « تَعرِفُ الاشياءُ بالاضِداد »

( در يك نگاه سطحي فضا منطقه اي است كه تعريف مي شود ولي نافضا عوامل فرهنگي و اقتصادي و اجتماعي و ... هستند كه فرم و كالبد ندارد در فضا آنها را لمس نمي كنيم ولي وجود دارند كه در سازمان فضائي بسيار موثرند. )

3- فضا و طراحي آن ( تبديل كردن محتوا و مفاهيم درك شده به خط معماري ).

4- جداسازي چيدمان از طراحي ( درك فضا و ملموس شدن عملكردها است كه منجر به طراحي مي شود در صورتيكه چيدمان فضائي چيدن فضاها به صورت كليشه اي و صنعتي در كنار هم مي باشد).

5- دور كردن دانشجو از كور فضائي ( كور فضايي در اثر توجه به حجم و پلاستيك بنا ايجاد مي شود در صورتيكه براي طراحي، دانشجو بايد كليه عوامل حجم ، پر و خالي ، عملكرد ، فرم و .... را به صورت رفت و برگشتي با هم تلفيق كند كور فضايي موجب عدم شناخت روح فضا مي شود. )

6- پيوند دادن محيط هاي آكادميك معماري با محيط هاي كار

7- ايجاد تنوعات فضائي در محيط هاي آموزشي معماري و پيوند دادن آن با طبيعت

8- عدم تلفيق و محدود كردن دانشجو و عدم صدور حكم براي او در جهت برخورد او با موضوع طراحي و...

آشفتگي فضاهاي آموزشي و معماري ايران و عدم وجود روندي تقريباً پاسخ ده به نيازهاي آموزشي دانشجويان و عدم هدفمند كردن ذهن دانشجو در جهت يادگيري طراحي معماري از مسائل اساسي وضعفهاي  آموزش معماري ما مي باشد. به طوريكه در آموزش معماري آكادميك ارزيابي كمي و عددي معيار اساسي ارزيابي دانشجو قرار گرفته شده است و خبري از كيفيت نيست.

 

+ نوشته شده در  سی ام دی 1386ساعت 22:12  توسط حمید مهرو - سیما لطفی |