![]() |
![]() |
|
| Search for A R C H I T E C T U R E جستجو برای معماری |
|
فضایی شهری به نام خیابان... نقش اولیه و شاخص خیابان آراستگی و واجد نظم با ارزش بصری و جاذب می باشد و نقش عمده ی آن در کنار اینها عبور دادن ماشین است.به عبارتی نقش خیابان یک فضای شهری با مفهوم واقعی فضا می باشدنه صرفا یک رابط شهری! ما از در نظرگیری خیابان به صورت یک فضای شهری با ترکیبی از ساختمانهای واجد ارزش بصری که محل ارتباطات اجتماعی – فرهنگی و فعالیت های اقتصادی است غافل مانده ایم.بدنه اصلی خیابان ها هستند که به خیابان ها هویت و شخصیت می بخشند به عبارتی نگاه های عابرین و حتی سواره ها به دنبال یک وحدت می باشد،وحدت شکلی ساختمان ها و هماهنگی نماها،البته باید دانست که این وحدت شکلی با چند بنای منفرد با اشکال متنوع ،حتی اگر از نظر معماری موفق باشند حاصل نمی شود آنچه مهم است ارتباط میان نماهاست همانطور که می دانیم به گفته گوردن کالن « هنر ارتباط» وجود ندارد. شهرسازان و معماران عزیز باید این مطلب را عمیقا درک کنند که روح آدمی در فضایی شهری به نام خیابان به دنبال تنوعی معقول و هویت است ولی تنوعی هماهنگ و بدور از اغتشاش و مناظر آزاردهنده... |
|
+ نوشته شده در
هفتم اسفند 1386ساعت 1:24 توسط حمید مهرو - سیما لطفی |
|
|
چشم اندازی گذرا از قاب کوچک پنجره به خیابان... خیابان!کدام خیابان؟!... راه می روی،قدم می زنی،نگاه می کنی،مکث می کنی و می ایستی نگاهی به اطرافت می کنی باز هم می روی چون که باید بروی این کششی ست که خیابان در تو ایجاد می کند حالا به کجا ؟! ای کاش این مسیر با جاذبه هایی خاص و با معنا همراه بود اونوقت می شد بدونیم که کدام خیابان می خواهیم برویم و با چه هدفی و چه چیزی را می خواهیم در آنجا دنبال کنیم... پیام بیشتر خیابان های ما این بوده که برو ،حرکت کن و نیایست مثل پلیس ها، البته با این تفاوت که حداقل پلیس ها این رو هم می گن که بایست! این مسیر راه قابل قبولی نیست خیابانهای طولانی و بدون هیچ جاذبه ای برای انسانهای پیاده و حتی سواره کسل کننده است،در اینجا خیابان به عنوان یک رهبر باید به این مسیر معنا ببخشد و امکان های متفاوت و هماهنگ ایجاد کند،گاهی به پیاده ها امکان قدم زدن همراه با احترام را در پیاده روها بدهد نه اینکه پیاده روها در اواسط مسیر قطع شوند یا اینکه شخص پیاده با کم شدن عرض پیاده روها کم کم خود را در وسط خیابان پیدا کند یا حتی آلترناتیوهای دیگر!! گاهی خیابان ها باید فرد پیاده را در یک گشودگی پارک مانند در میان هیاهوی ردیف مغازه هایی بدون هیچ هماهنگی و هارمونی ،برای ایجاد سکون و آرامش در آغوش بکشد و از طرفی یک تابلویی از طبیعت را در میان همه مصنوعات اطراف برای سواره ها به نمایش بگذارد و بسیاری از آیتم های دیگر...و حتی گاهی خیابان ،خیابونه دیگه همینایی که هست!!!!!! |
|
+ نوشته شده در
هفتم اسفند 1386ساعت 1:15 توسط حمید مهرو - سیما لطفی |
|
|
درختا بودند..... دنبال هویت بودم گفتم برم مرکز شهر احتمالا راحت تر پیدا میشه رفتم چهارراه ولیعصر.... از ماشین که پیاده شدم تیاتر شهرو دیدم یه جورایی انگار خودشو خیلی جدی گرفته بود رفته بود یه گوشه کاری هم به کسی نداشت انگار نه انگار که یه عضو شهره شایدم جدی باشه ولی مردم هم مهم اند دیگه نگاش نکردم رفتم به سمت بالا تو نگاه اول پیاده رو اومد تو دیدم خوب بود کلی هم ادامه داشت یه جاهایی هم اثر انگشتای احمد نادعلیان دیده میشد همون ماهیهای معروف وکلی هم درخت بود احساس کردم که پیدا میکنم هویتو میگم بابا، شروع کردم مغازه هارو تماشا کردن تا ببینم فروشگاه هویت فروشی رو میتونم پیدا کنم، چند قدم که رفتم بالا یه مغازه دیدم خوشکل بود صورتی بود توشو بیرونش یه ذره که دقت کردم دیدم نه رستورانه اون درختا هم روبروش بودن جلوتر که رفتم یه پاساژ سیاه رنگ بود با یه ساختمون آجری راستی درختا هم بودن، تنوعه دیگه،همینطور که بالا تر میرفتم تنوع هم بسشتر میشد ...نه بابا دیگه تنوع نبود یه چیز دیگه بود آره... انگار اغتشاش بود اینا که با هم نسبتی ندارن چرا کنار هم وایسادن؟احساس کردم اشتباه اومدم و اینجا پیدا نمیکنم نگاهم به سمت خیابون افتاد درختا هم همونطرف بودن نمی دونم چرا دوباره امیدوار شدم ، کم کم داشت بارون هم میاومد باز ادامه دادم این تنوع دیگه فقط تو رنگا نبود ...ولی درختا هم بودند.... واسه یه لحظه نگام افتاد به کف پیاده رو یه کم آب جمع شده بود.....خودمو تو اون دیدم انعکاس درختا هم بودند ،من بودم درختا هم بودن....یه جوری شدم اصلا بی خیال شدم رفتم سوار ماشین شدم تو راه سایه روشن درختا رو شیشه ماشین تکرار میشدبا خودم فکر میکردم ...یه چیزی من که خودم فروشگاه هویت فروشی داشتم..... نمی دونم توهم بود یا واقعییت جالبه بازم درختا بودن اینبارمن کمتر بودم و درختا بیشتر ولی نه با هم بوددیم من بودم و درختا..... |
|
+ نوشته شده در
چهارم اسفند 1386ساعت 21:45 توسط حمید مهرو - سیما لطفی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
دی 1387 تیر 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 |
|
RSS
|